قهرمان ميرزا عين السلطنه
592
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
1312 پنجشنبه غرهء شهر محرم الحرام سنهء 1312 - امروز اول سال عرب است . اما با اول سال عجم خيلى فرق دارد . اول سوگوارى است . ديشب نيم ساعت از شب رفته از كهريزك مراجعت كرديم . خيلى در اين چند روز خوش گذشت . هواى آنجا خيلى بهتر از شهر بود . جز قدرى در ظهر هوا گرم مىشد . ساير اوقات خنك بود . اگر باد مىآمد كه سرد مىشد . صبحهاى زود هوا سرد بود . به همراهان الحمد لله خيلى خوش گذشت . آقاى عماد السلطنه عصر جمعه تشريف آوردند ، ما چهارشنبه رفتيم . هفت فرسنگ راه است . روز رفتن با توقف ناهارگاه يازده ساعت كشيد . ديروز زودتر آمديم . آب كهريزك خيلى سبك و براى هضم غذا نافع بود . روزى سه چهار مرتبه غذا مىخورديم . ميوهجات زياد داشت . سبزىكارى خوبى ميرزا حسين در باغ كوچك كرده بود . نواب عليه عاليه با ماهوش خانم و عزيزه خانم و خانم موچول تشريف داشتند . زهرا سلطان ، منور ، فيروزه ، خديجه كوچكه هم بودند . در باغ كوچك چادر زده بودند . شكار هيچ نداشت ، فقط كبوتر داشت . فساد هم روزى هفت هشت كبوتر صيد مىكرد ، وقت شكار آنجا زمستان است . درياچههاى خوب دارد و مرغهاى آبى بسيار در زمستان پيدا مىكند . تفنگ تازهاى كه پادشاه بلجيك براى حضرت و الا فرستاده از تفنگهاى بسيار بسيار خوب امروز است ، در اين سفر بود . بىچخماق و طرح جديد است . انگليسى مىگويند . اسم حضرت و الا را هم با يك تاج از طلا بر روى قنداق تفنگ كندهاند . امروز دويست [ و ] پنجاه تومان شيرين ارزش دارد . سفر اولى بود كه اين تفنگ برده شد . ديروز در مراجعت اسب من خيلى كم راه بود و خيلى خسته شدم . شب هواى شهر گرم و خفه و پشه بسيار داشت . به سختى خواب رفتم . ناسخ و منسوخ جمعه 2 شهر محرم - ديشب خانهء حضرت و الا بودم معين السلطنه به هزار جان كندن سيصد تومان به دو ماه وعده داد . سه ماه هم بود كه امروز و فردا مىكرد . مابقى را گفتند حكم از صدراعظم گرفته كه مهلت داده شود . مىدانيم اين احكامات تماما